میبینی!
دلم تنگ شده
و ماهی کوچکی در آن
خود را به شیشه میکوبد!
دریغ از اینکه بداند
بیرون از آنجا
به روی زمین میریزد!
ماهی کوچک قرمزم...
زمانی بالاخره
دلم میشکند...
و ماهی کوچولو
جاری میشود..
قرمز رنگ..
آن زمان دیر نیست!
دیر... آن زمان نیست!
دعا کنید...
جدال را گربه همسایه نبرد...
ماهی بپرد!
#ماهی_ها_پرواز_میکنند
#آنگاه_جاری_میگردند...
برچسب:
نویسنده: سام شریعتی
میگویی دزموند داس؟
میگویم حسین قجه ای...
میگویی دوری از تفنگ؟
میگویم دوری از ظلم...
میگویی HACKSAW RIDGE ؟
میگویم مریوان-پاوه
و چه میفهمی که
جنگ ما عشق بود
و عشق آنان جنگ...
بگویید آن مرد بیاید..
برچسب:
نویسنده: سام شریعتی